
به ایران بیاندیشیم که سه هزاره است که به همت فرزندان برومند و غیرتمند خویش در جهان سر
بلند
زیسته است و در آغاز تاریخ خود پرچم داد و راستی و آزادی را برافراشته است
. چنانکه داریوش شاه میفرماید : ( به خواست اهورامزدا من چنینم که راستی
را دوست دارم و تز دروغ رو گردانم . دوست ندارم که ناتوانی از حق کشی در
رنج باشد و همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کاهای ناتوان آسیب
برسد . آنچه را که درست است من آنرا دوست دارم ، من دوست و برده دروغ
نیستم ، من خشم خود را فرو مینشانم و سخت بر هوس خود فرمانروا هستم . این
کشور یا رس که اهورامزدا آنرا به من ارزانی فرموده زیبا ، دارای مردان و
اسبان خوب است . بخواست اهورامزدا و من ، این کشور از دیگران نمیترسد ، و
سرزمینهای بسیاری تحت فرمان من هستند . ) و چنین پادشاه فرزانهای دستور
به ساخت تخت جمشید میدهد ، و پس از بررسی لوحهای دیوانی تخت جمشید نتیجه
میگیریم که داریوش شاه واقعا با مردم ناتوان همراه بوده و در شاهنشاهی او
حتی کودکان نیز از پوشش خدمات همگانی بر حوردار بودهاند .
« پیدایش سیهزار لوح گل نوشته »
در
اواخر سال 1312 ه . ق در گوشه شرقی صفه ، روی حصار شمالی به اتاقهائی
برخوردند که 30 هزار لوح گل نبشته ،در آنها بایگانی شده بود . و حاوی
اطلاعات مهمی در مورد دستمزد کارگران و پیشهورانی که در ساخت کاخ عظیم
تخت جمشید شرکت داشتند بما نشان میدهد .
این لوحها در دوران
هخامنشی به صورت خام نگهداری میشد ، اما زمانی که تخت جمشید در آتش غرور
اسکندر میسوخت ، تعدادی از لوحها نابود شدند و تصادفا بخشی از آنها در
لهیب آتش پخته شد و برای ما محفوظ ماند . برای خواندن آن لوحها ، دولت
وقت ایران موافقت کرد که الواح در 50 صندوق بستهبندی شده و بطور امانت به
دانشگاه شیکاگو منتقل شد و در سال 1945میلادی تحت نظر پرفسور ژرژ کامرون
ترجمه آنها آغاز گردید .
تا پیش از پیدایش و ترجمه این گلنبشته
ها ، عقیده بسیاری از باستان شناسان و تاریخ نویسان بر آن بود که کاخهای
عظیم شاهنشاهی هخامنشی هم مانند اهرام و پرستشگاهها و کاخهای مصر و آشور
و بابل و سایر کشورهاهای شرقی ، با بیگاری و بکمک رنج و اسارت مردمان
کشورهای زیردست ساخته شده است یا بمانند دیوار بزرگ چین ، که در قرن سوم
پیش از میلاد توسط چین شی هوانگ امپراتور مقتدر چین بنا گردید و جسد
هزاران اسیر در درون آن دیوار دفن گردید ، یا در ساخت کولیزیم ( نمایشگاه
عظیم روم باستان ) 10 تا 50 هزار اسیر در طول 10 سال برای ساخت آن بیگاری
دادند و رنج کشیدند و هنگام گشایش عده بسیاری از آنها خوراک درندگان
ساختند و یا حتی پطر ، تزار بزرگ روسیه برای احداث پطروگراد در کنار خلیج
فنلاند در اوائل قرن 18 میلادی روزانه از چهل هزار کارگر ، در آن سرمای
توانفرسا بیگاری میکشید . اما پیدایش و ترجمه گل نبشتههای اداری تخت
جمشید نشان داد که در ، دربار هخامنشی بیگاری و اسارت و کار بدون دستمزد ،
موضوع و مفهومی نداشته و کلیه کارگران و استادان اعم از درودگران ، سنگ
تراشان ، پیکرسازان ، منبت کاران ، آهنگران ، و پیشهوران و سایر کارکنان
و خدمتکاران دیوانی بفراخور مهارت و استادی ، دستمزد روزانه دریافت
میکردند و حتی ملیت و قومیت کارگران اغلب در این لوحهها نوشته شده ،
مانند سنگتراش یا درودگران مصری و کارگران سوریهای و از روی این الواح تا
حدی معلوم گردید که استادکاران و هنرمندان کاخ باشکوه تخت جمشید از کدام
کشور جز شاهنشاهی بوده ، و تصور میرود استادکاران یا کارگرانی که ملیت
آنها ذکر نشده ، پارسی یا مادی بوده که نیاز به معرفی نداشتهاند . بر
اساس لوحهای گلنبشته تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخهای
شاهان هخامنشی دست داشتهاند و دستمزد برابر دریافت مینمودند و پیشه
بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن سنگنگارهها و همچنین دوخت و دوز
بوده است و باید خاطر نشان ساخت که زنان در دوران باردار و با بدنیا آوردن
کودکی ، برای مدتی از کار معاف ، اما همچنان برای گذراندن زندگی و تامین
معاش به آنان دستمزد پرداخت و مواد اولیه ضروری زندگی دریافت میکردند و
داریوش شاه همچنین برای نوزادان پسر یا دختری که آنها بدنیا میآوردند
پاداشی در نظر میگرفت .
بر طبق این لوحها اداره ساختمان
کاخهای شاهنشاهی بسیار منظم و دقیق و از روی اصول و دادگری و رفاه حال
کارگران مدنظر گرفته میشد ، و چنانکه کارگری مورد پسند واقع نمیگردید ،
دستمزد پرداخت و به دیار خود باز گردانیده میشدند .
همچنین در این گل نبشتهها از فروشگاههایی یاد شده که کارگران میتوانستند مواد و لوازم ضروری زندگی خود را از آن خریدار نمایند .
هنر شاهنشاهی
پرفسور
لوئی واندنبرگ باستان شناس معروف بلژیکی و استاد دانشگاه بروکسل در کتاب (
ایران باستان ) درباره هنر دوران هخامنشیان مینویسد : هنر هخامنشیان بیش
از همه چیز هنر شاهنشاهی است ، که در آن همه چیز مربوط به تجلیل شاهنشاه
است ، مانند کاخها بزرگ و تشریفات شکوهمند شاهنشاهی ، و از سوی دیگر هنر
هخامنشی هنری است جهانی که نتیجه اختلاط هنر کشورهای گوناگون میباشد . و
دکترد ریچارد فرای استاد کرسی فارسی دانشگاه هاروارد و خاورشناس نامی در
کتاب " میراث باستانی ایران " مینویسد : « برگزاری جشنهای نوروز یا
مراسم پرشکوه تاجگذاری ، یا بخاک سپردن شاهان ، در تخت جمشید به انجام
میرسیده است . شاید همه این ناحیه جایگاه مقدس ملی شمرده میشد که در آن
آتش پادشاهان در نقش رستم در ساختمانی بنام کعبه زرتشت نگاهداری میشد »
به
هر حال تخت جمشید مرکز دودمانی و محل برگزاری تشریفات و جشنها و رسوم
هخامنشیان بوده است و اکنون نیز مورد تمجید و توجه جهانیان میباشد .
سلام خسته نباشی کوروش جان
مطالب خیلی جالب و اموزنده بود امیدوارم همیشه موفق باشی