راستی تا حالا درباره ارتش گمشده کمبوجیه چیزی می دونستین؟!...
خبر درگذشت کوروش بزرگ به مصر می رسد؛ فرعون آن زمان مصر، "آمازیس" نام داشت.
آمازیس، فرزندش "پسامتیک" را برای گسترش مرزهای شرقی همراه با سپاهیان بیشمار به
فلسطین و سوریه روانه می کند. شاهنشاه کمبوجیه برای رویارویی با گستاخی مصریان به
شام لشکرکشی می کند و مصریان را مجبور به برگشت به فلسطین می کند.
پسامتیک در فلسطین آگاه می شود که پدرش آمازیس درگذشته است. بنابراین تصمیم به
عقب نشینی به پایتختش "مِمفیس" می کند؛ ولی این بار کمبوجیه تصمیم می گیرد جواب
گستاخی مصریان را بدهد. از این روی وی نیز به طرف ممفیس لشگرکشی می کند.
پسامتیک در دهانه شرقی دلتای نیل تلاش می کند تا راه سپاهیان ایران را ببندد، ولی برای
دومین بار هم نمی تواند لشگریان قدرتمند ایران را شکست دهد. پسامتیک تنها یک راه دارد که
آن هم فرار به پایتخت است.
مصریان در ممفیس سخت تلاش می کنند تا بر کمبوجیه چیره شوند؛ اما دیری نمی پاید که
شاهنشاه ایران را در پایتخت خود می بینند و...
مصر یکی از ایالت های ایران می شود!
بخش بسیاری از آفریقا، تابع حکومت هخامنشیان می شود؛ ولی برخی از کاهنان معبد "آمون"
کمبوجیه را به عنوان حاکم نمی پذیرند. از این روی کمبوجیه "سپاهی پنجاه هزارنفری" برای
سرکوب کاهنان معبد آمون به بخشی از مصر روانه می کند...
اما انگار این سپاه در بیابان های افریقا آب شده و به زمین رفته است!
این سپاه گمشده در نزد مصریان تبدیل به افسانه می شود. مصریان در مورد این سپاه
افسانه ها می سازند...
تا اینکه چند ماه پیش چند "ایتالیایی" ادعای هردوت (تاریخ نویس یونانی) را نسبت به
سرنوشت سپاه افسانه ای هخامنشی ثابت می کنند...!
به نقل از باستانشناسان ایتالیایی بقایای ارتش شاهنشاهی ایران که گفته می شود 2500
سال پیش در توفان شن که در غرب صحرای مصر رخ داد ناپدید شده بودند، سرانجام پس از
سیزده سال تلاش و پژوهش باستان شناختی کشف و یکی از بزرگترین معماهای باستان
شناسی را حل کرد.
اسلحههای برنزی، یک گردنبند نقرهای و یک گوشواره و نیز هزاران قطعه استخوان انسان در
صحرای پهناور وحشی و عاری از سکنه درمنطقه ساهارا (صحرا)، امید پژوهشگران به کشف
ارتش گمشده کمبوجیه دوم شاهنشاه ایرانی را برانگیخت.
ارتشی که گفته شده است با 50 هزار مرد جنگی براثر گرفتار شدن در توفان شن در سال
525 پیش از میلاد دراین صحرای سوزان دفن شدند.
طبق نوشتههای هرودت کمبوجیه پسر کورش کبیر پس از سرپیچی کاهن معبد آمون از
پذیرش ادعای کمبوجیه بر فرمانروایی مصر، با 50 هزار نیروی سپاهی از تبس به واحه "سیوا"
حمله کرده بود.
پس از هفت روز راه پیمایی در صحرا، لشگر ایرانیان به واحه ای رسید که به گفته تاریخ نگاران
"الخرجه" بود. اما پس از ترک این واحه، این لشگر عظیم 50 هزار نفره ناپدید شد.
به گفته هرودت علت این امر وقوع توفانی شدید و مرگبار بود که ستونهای عظیم ارتش ایران
را در لایههای شن و خاک فرو برد به حدی که تمامی افراد سپاه را بلعید و مدفون کرد.
یک قرن پس از آن که هرودت گزارش خود را نوشت "اسکندر مقدونی" موفق شد با سفر
زیارتی خود به معبد آمون در سال 332 پیش از میلاد، دوستی و تایید کاهن این معبد را با کسب
لقب الهی "پسر زئوس" برای خود بدست آورد.
افسانه ارتش گمشده کمبوجیه به هرحال به عنوان یکی از روایات عهد عتیق به فراموشی
سپرده شد و به دلیل بدست نیامدن هرگونه اثری از جنگجویان پژوهشگران به تدریج این
داستان را در ردیف داستانهای خیالی تلقی کردند.
اکنون دو تن از باستان شناسان برجسته ایتالیایی اعلام کردهاند که شواهد تکان دهندهای از
ارتش گمشده پارسیان بدست آوردهاند که نشان میدهد درواقع در توفان شن بلعیده شدهاند.
سربازان ارتش کمبوجیه با نقشه ای که در دست داشتند به سمت محلی که گمان می کردند
معبد آمون در آن جا قرار دارد حرکت کردند. پس از طی مسیری طولانی از نقشه اشتباه، به
جای آن معبد با بادهای قدرتمند، مرگبار و غیر منتظرهای موسوم به توفان «خمسین» مواجه
شدند که از جنوب شرقی و از منطقه صحرا به سوی مصر میورزید.
برخی سربازان جان پناهی در برخی پناهگاه های طبیعی بدست آوردند اما سربازان دیگر به
مسیرهای مختلف دیگری افتادند. از این گروه برخی به دریاچه "سیترا" رسیدند و درنتیجه جان
بدر بردند.
.
..و این بود سرنوشت ارتش پنجاه هزار نفری کمبوجیه دوم...
پی نوشت: در پایان از باستان شناسان ایتالیایی سپاسگذاری می کنم که تاریخ تمدن عظیم
کشورمان ایران را نمایان می کنند، ما که خودمان نمی توانیم!!!!