وسعت قلمرو هخامنشیان و لزوم برقراری امنیت و اداره آن ساختن راههای شوسه
و وسائل حمل و نقل را ایجاب میکردهاست. هخامنشیان علاوه بر راههای
داخلی کشور که نواحی مختلف را به یکدیگر متصل می کرد، و مهم تر از همه
«راه شاهی» سارد به شوش بود که 2700 کیلومتر مسافت داشت. در خارج از ایران
هم به ساختن راه های بزرگی دست زدند . چنان که داریوش بزرگ فرمان داد تا
از راه رود نیل دریای سرخ را به مدیترانه وصل کنند تا کشتیها بتوانند به
خلیج فارس و هندوستان رفت و آمد کنند .این آبراه که مبنائی برای کانال
سوئز شد. این خط آبی در 497 قبل از میلاد افتتاح گردید و داریوش به اتفاق
همراهان در 24 کشتی در این آبراه دریایی به حرکت درآمدند (مراجعه شود به
داریوش و ایرانیان، والتر هین تس ترجمه پرویز رجبی ص 190). سنگ نوشته
داریوش را فرانسویان هنگام کندن ترعه سوئز پیدا کردند که اکنون در موزه
لور پاریس نگهداری می شود . از زمان داریوش اول به بعد برای آسان کردن
مسافرت ، در میان راهها به تاسیس منزل گاههایی برای مسافران پرداختند .به
گفته هردوت در هر پنج فرسنگ (30 کیلومتر) یک منزلگاه و مهمانخانه باشکوه
ایجاد کرده بودند .راه ها همه از جاهای اکن وآباد می گذشت و چاپارها با
سرعتی که هیچ جنبنده ای به پای آن ها نمی رسید در حرکت بودند .باید گفت که
هخامنشیان مخترع پست و چاپار در جهان هستند.
مسیر راه شاهی از سارد تا شوش
نکته جالب در جاده سازی در ایران هخامنشی در این است که جاده را سنگفرش
کرده و روی آن را قیر میپاشیدند زیرا در خوزستان نفت خام و قیر بدست
میآمد .کتاب ایرانشهر نشریه کمیسیون ملی یونسکو در جلد دوم مسیر راه شاهی
را در
ص 1455 به شرح زیر شرح می دهد: هردوت تاریخ نویس یونانی در کتاب پنجمش راه
شاهی دوره هخامنشی را این طور تشریح می کند .این راه از نقاط مسکون و امن
می گذرد. و همه جا در طول راه ایستگاههای شاهی (کاروان سراهای عالی)
ساخته شدهاست. از لیدی (آناتولی غربی امروز) و«فریگیه» (pgihry) (قسمت
داخلی آسیای صغیر) در طول نودوچهار فرسنگ و نیم بیست کاروانسرا وجود دارد.
مسیر این شاهراه از کنار رود هالیس (halys) (قزل ایرماق امروز) گذشته وارد
«کاپادوکی» (kappodoki) (ایالت شرقی آسیای صغیر) و از آن جا به مرز «کیلی
کی» (kiliki) (در رشته کوه تروس) صدو چهار فرسنگ راه بود که در طول آن 28
کاروانسرا ساخته شدهبود.
این راه از دامنه کوه تروس به «اربل» و از آن جا به «رود زاب» و از زاب به
«تنگ ملاوی» میرسید و پس از گذشتن از روی «پل دختر» به شوش منتهی
میگردید. راه شاهی از شوش به «رامهرمز» و سپس پس از گذشتن از «پل مورد»
به پاسارگاد و تخت جمشید منتهی میگردید. هردوت نوشته است که از سارد
پایتخت لیدی تا شوش پایتخت هخامنشی در کنار راه شاهی یکصد و یازده کاروان
سرا ساخته شدهبود. پیکهای سریعالسیر که در هر منزل اسبهای خود را عوض
میکردند فاصله شوش تا سارد را در ده روز میپیمودند. اسب های پیک ها برای
آن که سم اسب سائیده نشود ، چون نعل آهنی هنوز درست نشده بود ، اختراع
کفشکی برای چارپایان بارکش و چاپار به منظور حمایت از سم آنها ایجاد شد.
گاهی این کفشکها با فلز مس ساخته میشد با پوستین یا موی اسب ساخته میشد
نعل حقیقی اسب از فلز آهن از قرن اول یا دوم قبل از میلاد به وسیله
ایرانیها ساخته میشد.
راههای دریائی و کشتیهای تجارتی و جنگی ایران
دولت هخامنشی به واسطه داشتن خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و
دریای احمر و ایجاد آبراههای در نزدیکی کانال سوئز امروز و داشتن بنادری
در غرب آسیای صغیر (ترکیه امروز)، از کشتیهای مختلف جهت ترابری استفاده
میکرد چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ. از تاریخ اجتماعی ایران جلد اول
نوشته مرتضی راوندی و هم چنین در کتاب «پارسیان» نوشته «جیمز بارتر» ترجمه
مهدی حقیقتخواه، انتشارات ققنوس میتوان مطالب زیر را که در نتیجه اختلاط
موضوعات دو کتاب فوقالذکر را از مد نظر گذرانید. «حکومت هخامنشی به ویژه
وقتی که از زمان داریوش اول (کبیر) با یونانیان دچار درگیری شد تعداد
زیادی کشتی های جنگی و تجارتی برای ایران تهیه کرد .سفینه سازان،
کشتیهائی به سبکهای تازه بیروندادند که میتوانستند از 60 تا 80 مایل
دریایی در روز حرکت کنند. در آن زمان، کشتیهایی وجود داشتند که از دویست
تا سیصد تن ظرفیت داشتند که علاوه بر دریاها در رودهای بزرگ نیل، دجله و
فرات رفت و آمد می کردند. از همان زمان ایرانیها ساختن بندرهای مهم را
آغاز کردند. پلوتارک از قول آشیل شاعر یونانی مینویسد: «من میدانم که
خشایارشا هزار کشتی به دریا افکند که 207 کشتی آن بیاندازه تندرو بود» (ص
425 تاریخ اجتماعی ایران باستان جلد اول نوشته راوندی)
کشتیهای عصر هخامنشی سه نوع بودند. اول کشتیهای جنگی که سه ردیف پارو زن داشتند.
دوم – کشتی های درازی که ویژه حمل و نقل اسب ها و سواره نظام بودند .سوم-
کشتی های کوچکتر برای بارکشی و حمل آذوقه و وسایل اردوئی .ملوانان این
کشتیها اغلب از ملیت های فینیقی (لبنانی) و یونانی بودند ولی افسران و
فرماندهان آنها از مادیها و پارسیها بودند. کشتیهای سه ردیف پاروزن
(تریرم) در حدود 38 متر درازا داشت سه ردیف سی پاروئی در هر طرف کشتی آن
را به حرکت در میآوردند. 180 پاروزن در فضای محدودی کار میکردند و
پائینترین ردیف پاروزنان با سطح آب فاصله چندانی نداشتند. در حالی که
بالاترین ردیف 6/3 متر با سطح آب فاصله داشت. تاکتیک ایرانیان برای درگیری
دریایی این بود که در جلو کشتی در بخش آبخور کشتی یک دژکوب کار
گذاشتهشدهبود که میتوانست در بدنه کشتی دشمن یک سوراخ ایجاد کند.